<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>: : سوال و جواب عرفانی : :</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/</link>
<description>پرسش و پاسخ در مورد مسائل دینی و عرفانی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 06 Sep 2009 19:05:04 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>:. وحى بودن الفاظ قرآن .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;سوال -&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#cc6600&gt;آيا عين الفاظ قرآن به زبان عربى بر پيغمبر اكرم نازل شده است ، يا تنها تنهاى آن ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از علامه طباطبایی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;ج -&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; خداوند متعال مى فرمايد: &lt;FONT color=#009900&gt;حم ، و الكتاب المبين ، انا جعلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون&lt;/FONT&gt; (زخرف : 1 3)&lt;BR&gt;حم ، سوگند به اين كتاب روشنگر كه ما قرآن را به صورت عربى قرار داديم ، باشد كه بينديشيد.&lt;BR&gt;و نيز مى فرمايد:&lt;BR&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;الر، تلك آيات الكتاب المبين ، انا انزلناه قرآنا عربيا لعلكم تعقلون (يوسف 1 و 2)&lt;BR&gt;الر، اين است آيات كتاب روشنگر، براستى كه ما قرآن را به صورت عربى نازل كرديم ، باشد تا بينديشيد.&lt;BR&gt;يعنى قرآن را در مقام نزول عربى ، و عربيت را جزء وحى قرار داديم ، تا شايد در آن تعقل كنيد و مطالب آن را بفهميد، بنابراين ، غرض ‍ از نازل كردن قرآن به صورت عربى ، براى فهم مردم و تعقل آنهاست ، ولى در وحى ها و كتب آسمانى غير قرآن مانند تورات و انجيل اين گونه نيست كه الفاظ آنها هم جزء وحى باشد، بلكه مطالبى به پيغمبر وحى مى شد و او آن را با الفاظ و بيان خود به مردم ابلاغ مى نمود، مانند احاديث قدسى كه به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وحى مى شد و حضرت با بيان خود آن را به ديگران ابلاغ مى نمود.&lt;BR&gt;اين همه درباره قرآن در مقام نزول است ، ولى قرآن داراى مرتبه ديگرى است كه خداوند متعال بدان اشاره نموده و مى فرمايد:&lt;FONT color=#009900&gt; و انه فى امّالكتاب لدينا لعلى حكيم&lt;/FONT&gt; (زخرف : 4)&lt;BR&gt;و براستى كه قرآن در امّالكتاب ( لوح محفوظ) به نزد ما بلند مرتبه و استوار است .&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;يعنى قرآنى كه پيش ما در لوح محفوظ است ، از لحاظ قدر و منزلت عالى ، و محكم و استوار است و درزى ندارد كه كسى يا چيزى يا فهمى به آن رخنه كند مگر مطهرون چنانچه در آيه ديگر مى فرمايد:&lt;FONT color=#009900&gt; انه لقرآن كريم ، فى كتاب مكنون ، لايمسه الا المطهرون&lt;/FONT&gt; (واقعه : 77 79)&lt;BR&gt;براستى كه قطعا اين قرآنى ارجمند است كه در كتابى نهفته قرار دارد و جز پاك شدگان به آن دسترسى ندارند.&lt;BR&gt;منظور از &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;لايمسّه &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; آن است كه فكر و فهمشان نمى تواند آن را مسّ كند. و اين پاك شدگان ، اهل بيت عليهم السلام هستند، چنانكه كه در جاى ديگر درباره آنان مى فرمايد:&lt;FONT color=#009900&gt; انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا&lt;/FONT&gt; (احزاب : 33)&lt;BR&gt;خداوند اراده فرموده كه پليدى و آلودگى را از شما خاندان پيامبر بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 06 Sep 2009 19:05:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. معنى عرفان ناب محمّدى .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سؤ ال :&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;استدعا دارد معنى و مفهوم عرفان اسلامى را بفرمائيد آنگاه بفرمائيد در چه سن و سالى انسان براى خودسازى مستعدتر است&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از امام خمینی :&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;خيال كردند يك دسته زيادى كه معناى عرفان عبارت از اين است كه انسان يك محلى پيدا بشود و يك ذكرى بگويد و يك سرى حركت بدهد و يك رقصى بكند و اينها، اين معنى عرفان است ؟ مرتبه اعلاى عرفان را امام على سلام اللّه عليه داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار. خيال مى كردند كه كسى كه عارف است بايد ديگر بكلى كناره گيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدرى ذكر بگويد و يك قدرى تغنى بشود و يك قدرى چه بكند و دكاندارى . اميرالمومنين در عين حالى كه اعرف خلق الله بعد از رسول اللّه در اين امت ، اعرف خلق الله به حق تعالى بود معذلك نرفت كنار بنشيند و هيچ كارى به هيچى نداشته باشد، هيچ وقت هم حلقه ى ذكر نداشت ، مشغول بود به كارهايش ، ولى آن هم بود، يا خيال مى شود كه كسى كه اهل سلوك است اهل سلوك بايد به مردم ديگر كار نداشته باشد، در شهر هر چه مى خواهد بگذرد، من اهل سلوكم ، بروم يك گوشه اى بنشينم و، ورد بگويم و سلوك به قول خودش پيدا كند اين سلوك در انبياء زيادتر از ديگران بوده است در اولياء زيادتر از ديگران بوده است لكن نرفتند در خانه شان بنشينند و بگويند كه ما اهل سلوكيم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;BR&gt;جهاد اكبر است ، جهادى است كه با نفس طاغوتى خودش انسان انجام مى دهد. شما جوان ها از حالا بايد شروع كنيد به اين جهاد، نگذاريد كه قواى جوانى از دستتان برود، هر چه قواى جوانى از دست برود ريشه هاى اخلاق فاسد در انسان زيادتر مى شود و جهاد مشكلتر. جوان زود مى تواند در اين جهاد پيروز بشود، پير به اين زودى نمى تواند، نگذاريد اصلاح حال خودتان را از زمان جوانى به زمان پيرى بيفتد، يكى از كيدهائى كه نفس ‍ انسانى به انسان مى كند و شيطان به انسان پيشنهاد مى كند اين است كه بگذار براى آخر عمر خودت را اصلاح كن ، حالا از جوانى استفاده كن و بعد آخر عمر توبه كن . اين يك طرح شيطنت آميز است كه نفس انسان مى كند به تعليم شيطان بزرگ . انسان تا قواى جوانيش هست و تا روح لطيف جوانى هست و تا ريشه هاى فساد در او كم است مى تواند اصلاح كند خودش ‍ را.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;BR&gt;شما كه اكنون جوانيد، نيروى جوانى داريد، بر قواى خود مسلط مى باشيد و هنوز ضعف جسمى بر شما چيره نشده است ، اگر به فكر تزكيه و ساختن خويش نباشيد هنگام پيرى كه ضعف ، سستى ، رخوت و سردى بر جسم و جان شما چيره شد و نيروى اراده ، تصميم و مقاومت را از دست داديد و بار گناه و معصيت ، قلب را سياهتر ساخت چگونه مى توانيد خود را بسازيد و مهذب كنيد؟ به سن پيرى كه رسيديد ديگر مشكل است موفق به تهذيب و كسب فضيلت و تقوى شويد پشيمانى و عزم بر ترك گناه براى كسانى كه پنجاه سال يا هفتاد سال غيبت و دروغ مرتكب شده ، ريش خود را در گناه و معصيت سفيد كرده اند حاصل نمى شود، چنين كسانى تا پايان عمر مبتلايند. جوانان ننشيند، كه گرد پيرى ، سر و روى آنان را سفيد كند قلب جوان لطيف و ملكوتى است و انگيزه هاى فساد در آن ضعيف مى باشد، ليكن هر چه سن بالا رود ريشه گناه در قلب قويتر و محكمتر مى گردد تا جايى كه كندن آن از دل ممكن نيست .&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;BR&gt;هر قدر در جوانى انسان مهذب شد، شد اگر در جوانى خداى نخواسته مهذب نشد بسيار مشكل است كه در زمان كهولت و پيرى كه اراده ضعيف است و دشمن قوى ، اراده انسان ضعيف مى شود و جنود ابليس در باطن انسان قوى ، ممكن نيست ديگر آنوقت ، اگر هم ممكن باشد بسيار مشكل است . از حالا به فكر باشيد، از جوانى به فكر باشيد. الان هر قدمى كه شما برمى داريد رو به قبر است . هيچ ، هيچ مطلبى ندارد، هيچ اشكالى ندارد هر دقيقه اى كه از عمر شريف شما مى گذرد يك مقدارى به قبر و آنجايى كه از شما سؤ الات خواهند كرد و همه مسؤ ول خواهيم بود داريد نزديك مى شويد. فكر اين مطلب را بكنيد كه قضيه نزديك شدن به مرگ است و هيچ كس هم سند به شما نداده است كه 120 سال عمر بكنيد، 120 ساله نداريم . ممكن است 25 ساله انسان بميرد ممكن است 50 ساله بميرد يا 60 ساله بميرد، هيچ سندى ندارد، ممكن است همين حالا خداى نخواسته ، سندى نيست ، بايد فكر كنيد، بايد در اين مطالب تاءمل كنيد، مراقبه كنيد. اخلاق خودتان را مهذب كنيد، مهذب تر كنيد انشاءالله .&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Aug 2009 10:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. سخنان عادى رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نيز وحى است .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;س -&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; خداوند متعال مى فرمايد:&lt;FONT color=#009900&gt; و ما ينطق عن الهوى ، ان هو الا وحى يوحى&lt;/FONT&gt; (نجم : 3 و 4)&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;و از روى هوس سخن نمى گويد، سخن او جز وحى نيست .&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;آيا از اين آيه استفاده مى شود كه صحبتهاى عادى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز وحى بود؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از علامه طباطبایی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;ج -&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; ظاهر آيه ، تعميم را مى رساند، حتى راجع به سخنان عادى ايشان ، چنانكه از آيه شريفه زير استفاده مى شود كه سخن گفتن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم با مردم يك نوع وحى الهى است با آن ها. خداوند متعال مى فرمايد:&lt;FONT color=#009900&gt; و ما كان لبشر ان يكلمه الله الا وحيا، او من و راء حجاب ، او يرسل رسولا فيوحى باذنه ما يشاء&lt;/FONT&gt; (شورى : 51).&lt;BR&gt;و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد، جز از راه وحى ، يا از فراسوى حجاب ، يا فرستاده اى بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحى نمايد.&lt;BR&gt;از اين آيه شريفه بر مى آيد كه نحوه تكلم خداوند متعال با مردم سه گونه است :&lt;BR&gt;1- &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;وحيا&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; يعنى وحى مستقيم بدون واسطه ملك .&lt;BR&gt;2- &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;او من وراء حجاب &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; يعنى با واسطه .&lt;BR&gt;3- &lt;FONT color=#009900&gt;او يرسل رسولا فيوحى باذنه ما يشاء&lt;/FONT&gt; كه همان تكليم رسول الله صلى اللّه عليه و آله و سلم با مردم است .&lt;BR&gt;بنابراين ، تكليم حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم با مردم يك نوع از وحى است .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Jul 2009 00:35:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:.آثار بى توجهى به قرآن كريم .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-66.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سؤ ال :&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;قرآن به منزله چراغ راه معنوى مومنين مى باشد ليكن متاءسفانه در بيشتر ابعاد نورانيش مهجور واقع شده است آثار اين بى توجهى به قرآن را تشريح فرمائيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#cc00ff&gt;جواب از امام خمینی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;ما همه قرآن شريف را مى دانيم [كه ] از معدن وحى الهى براى تكميل بشر و تخليص انسان از مَحْبَس ظلمانى طبيعت و دنيا، نازل شده است ، و وعد [و] وعيد آن ، همه حق صراح و حقيقت ثابته است ، و در تمام مندرجات آن شائبه خلاف واقع نيست ، با اين وصف ، اين كتاب بزرگ الهى در دل سخت ما به اندازه يك كتاب قصه تاءثير ندارد، نه دلبستگى به وعده هاى آن داريم تا دل را از اين دنياى دنى و نشئه فانيه برگيريم و به آن نشئه باقيه ببنديم ، و نه خوفى از وعيد آن در قلب ما حاصل آيد تا از معاصى الهيّه و مخالفت با ولى نعمت احتراز كنيم . اين نيست جز آن كه حقيقت و حقّيّت قرآن به قلب ما نرسيده و دل ما به آن نگرويده و ادراك عقلى ، بسيار كم اثر است ، و با اين قياس ، كليه نقصانهائى كه در ما است و جميع سركشيها و مخالفتهاى ما و محروم ماندن از همه معارف و سرائر براى همين نكته است (تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ).&lt;BR&gt;موعظتهاى قرآنى و وعد و عيد آن - كه سنگ خارا را نرم مى كند و كوههاى عالم را خاشع مى كند - در دل سخت اين انسان اثر نكند! آرى خداى تعالى فرمايد:&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;(لو انزلنا هذاالقرآن على جبل لرايته خاشعاً متصدعا من خشية الله و تلك الا مثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون ).&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;قرآن اين كتاب سرنوشت ساز، نقشى جز در گورستان ها و مجالس ‍ مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگى آنان باشد، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلى از صحنه خارج شد.&lt;BR&gt;اى قرآن عزيز! اى تحفه آسمانى ، اى قانون بزرگ خدايى ، اى راهنماى سعادت بشر، اى خورشيد تابان از افق غيب ، اى مايه سربلندى ملّت اسلام ، اى در هم شكنِ اساسِ نادرستيها! تو ملت ما را بيدار كن ، تو جوانان وطن ما را هشيار كن ، تو روح وحدت و برادرى به آنان بده ، تو قوه سلحشورى و حسّ فداكارى را در آنها زنده كن تو پشت و پناه جوانان ما باش .&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 May 2009 22:44:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=66</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-66.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. امكان وحى به غير نبى .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;سوال-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;آيا ممكن است به كسى كه نبى نيست وحى شود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از علامه طباطبایی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;جواب -&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#000000&gt;خداوند متعال مى فرمايد: &lt;FONT color=#006600&gt;و اوحينا الى ام موسى&lt;/FONT&gt; (قصص : 7)&lt;BR&gt;و به مادر موسى وحى نموديم .&lt;BR&gt;كه در خواب ديده است .&lt;/FONT&gt;&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;file:///C:/Documents%20and%20Settings/MIR%20COMPUTER/Local%20Settings/Temp/Rar$EX00.250/Porsesh/html/footnt01.htm#link43&quot; target=_self&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;(43)&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; و نيز مى فرمايد: &lt;FONT color=#006600&gt;و اوحى ربك الى النحل&lt;/FONT&gt; (نحل : 68)&lt;BR&gt;و پروردگارت به زنبور عسل وحى نمود.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 22 Apr 2009 20:28:55 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. آداب تلاوت قرآن .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سؤ ال :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;مسئله تطبيق در قرائت قرآن جزء آداب تلقى مى شود استدعا دارد در اين خصوص با ذكر مثالى توضيحى فرمائيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از امام خمینی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;اكنون درست تفكر كن ! ببين صدر يا ذيل اين آيه شريفه كه آيه چهل و [چهارم ] از سوره مباركه فُصلّت است با ما تطبيق مى كند؟&lt;BR&gt;مى فرمايد:&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;(قل هو للذين آمنوا هدى و شفا والذين لايومنون فى اذانهم و قر و هو عليهم عمى اولئك ينادون من مكان بعيد)&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;كجاست آن هدايت و شفاى امراض باطنى كه براى مومنين از قرآن شريف حاصل مى شود؟! چه شده است كه در گوش ما اين آيات شريفه فرو نمى رود و براى ما خود، حجاب فوق حجاب مى شود؟! اين نيست جز آن كه نور ايمان در قلب ما نازل نشده ، و علوم ما به همان حدّ علمى باقى مانده و به لوح قلب وارد نگرديده ، و در اين باب ، در قرآن شريف آيات بسيارى است .كه با مقايسه حال خود با آن آيات و تطبيق آن آيات با صفات خود، به خوبى حال ما معلوم خواهد شد.&lt;BR&gt;اگر قلب ما اين معنا را ادراك بكند ما الان در محضر خدا هستيم ، همين مجلس محضر خداست ، اين را اگر ايمان انسان در آن راه پيدا نيست مومن بشود انسان به آن ، قلب انسان بيابد اين مطلب را، از معصيت كنار مى رود. تمام معصيت ها براى اين است كه انسان نيافته اين مسائل را، برهان هم بر آن دارد، برهان عقلى هم قائم است به اينكه خداى تبارك و تعالى همه جا حاضر است ، هم برهان است و هم همه انبيا، گفته اند &lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;و هو معكم اينما كنتم &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; قرآن است ، آن با شماست ، هر جا هستيد آن با شماست ، ما آن را از قرآن شنيده ايم ، به برهان هم ثابت هست لكن به قلب ما نرسيده است . ما مثل مرده شور شده ايم تا حالا در اين باب ، ما مثل مردم عادى هستيم كه مطلب نرسيده به قلبمان ، تا اگر بخواهيم يك غيبت بكنيم ، يك تهمت بزنيم ، يك كار زشت بكنيم ببينيم محضر خداست ، در محضر خدا كه ، محضر احترام دارد، انسان در محضر يك بزرگى كه در نظر خودش بزرگ است ، احترام مى كند از آن محضر. اگر يك نفر وقتى كه در نظرتان بزرگ است پيش شما باشد، در محضر او كار خلاف نمى كنيد چه رسد به اينكه در محضر او به او خلاف بكنيد، كار خلاف مطلقاً آدم نمى كند در محضر يك كسى كه ادراك كرده است كه اين بزرگ است ، محترم است ، چه رسد به اين كه در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بكند. محضر، محضر خداى تبارك و تعالى است عالم محضر است ، تمام عالم محضر است ، معصيت مخالفت با خود اوست ، با آن كسى است كه در محضرش ‍ هستيم .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Apr 2009 00:04:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. فرق بين پيغمبر و شخص نابغه .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;س -&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#cc3300&gt;فرق بين پيغمبر و شخص نابغه چيست ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0099&gt;جواب از علامه طباطبایی:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;ج -&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;خداوند مى فرمايد:&lt;FONT color=#009900&gt; كان الناس امه واحده فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين ، و انزل معهم الكتاب ...&lt;/FONT&gt; (بقره : 213)&lt;BR&gt;مردم پيوسته امت يگانه بودند، تا اينكه خداوند پيامبران را براى بشارت و بيم دادن (مردم ) برانگيخت ، و همراه آنان كتاب را نازل نمود...&lt;BR&gt;از اين آيه شريفه استفاده مى شود كه پيغمبر كسى است كه بشارتها و انذارهاى آسمانى را به مردم برساند، و احكام را از خدا فرا گيرد. البته پيامبران عليهم السلام نبوغ نيز دارند، اما معنى كردن &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;نبى &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; به نابغه و كسى كه نبوغ فكرى و حدث ذهن دارد، درست نيست .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Apr 2009 00:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. زبان و معاصى مربوط به آن .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سؤ ال :&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;همه ما به معاصى كه از زبان صادر مى شود كم و بيش واقف هستيم استدعا دارد در خصوص زبان و آثار معاصى آن مطالبى را بفرمائيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از امام خمینی:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;آفات زياد بر سر راه است . هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد كه هر يك حجابى است كه اگر از آن ها نگذريم به اوّل قدم سلوك الى اللّه نرسيديم . من كه خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه شيطان است به بعض آفات اين عضو كوچك و اين زبان سرخ كه سر سبز را به باد دهد و آنگاه كه ملعبه شيطان است و آلت دست او، جان و روح و فؤ اد را تباه كند اشاره مى كنم . از اين دشمن بزرگ انسانيّت و معنويّت غافل مشو، گاهى كه در جلسات انس با دوستان هستى خطاهاى بزرگ اين عضو كوچك را آنقدر كه مى توانى شمارش كن و ببين با يك ساعت عمر تو كه بايد صرف جلب رضاى دوست شود چه مى كند و چه مصيبتها به بار مى آورد كه يكى از آنها غيبت برادران و خواهران است ، ببين با آبروى چه اشخاصى بازى مى كنى و چه اسرارى را از مسلمانان روى دايره مى ريزى و چه حيثيّاتى را خدشه دار مى كنى و چه شخصيّتهائى را مى شكنى ؟ آنگاه اين جلسه شيطانى را مقياس بگير و ملاحظه كن در يك سال در همين امر پيش پا افتاده چه كردى و در پنجاه شصت سال ديگر چه خواهى كرد و چه مصيبتها براى خود به بار خواهى آورد در عين حال آنرا كوچك مى شمارى و اين كوچك شمردن از حيله هاى ابليس است كه خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Mar 2009 23:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. تفاوت معنای رسول و نبی .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;س ۱-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; گفته اند كه &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;نبى ، شخصيتى است كه به سوى قومى مبعوث نشده و نيز دعوتى هم نداشته باشد، بر خلاف رسول &lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt; آيا اين سخن درست است ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;س ۲-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; پس فرق ميان رسول و نبى چيست ؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;س ۳-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; به نظر جنابعالى اين دو چه فرقى با يكديگر دارند؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از علامه طباطبایی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;ج ۱-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; از دو آيه شريفه زير استفاده مى شود كه نبى نيز مانند رسول ، ماءمور به دعوت است ، خداوند متعال مى فرمايد:&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#009900&gt; و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لانبى الا..&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; (حج : 52).&lt;BR&gt;و پيش از تو هيچ رسول و پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه ...&lt;BR&gt;همچنين مى فرمايد:&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#009900&gt; فبعث الله النبيين مبشرين و منذرين&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; (بقره : 213)&lt;BR&gt;پس خداوند، تمام پيامبران را به عنوان بشارت و بيم دهنده برانگيخت .&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;ج ۲-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; مشهور ميان علماى عامه آن است كه نسبت بين آنها عموم و خصوص مطلق است ؛ يعنى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رسول &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; شخصيتى است كه مبعوث شده و ماءمور به دعوت و تبليغ باشد؛ اما &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نبى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; كسى است كه مبعوث شده باشد، خواه ماءمور به تبليغ باشد يا خير.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#003399&gt;ج ۳-&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رسول &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; شخصيتى است كه به واسطه ملك (جبرئيل ) به او وحى مى شود، ملك او مى بيند و با او تكلم مى كند؛ ولى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;(&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;نبى &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=blue size=1&gt;&lt;B&gt;)&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; كسى است كه خواب ببيند و در خواب به او وحى شود. اين دو معنى از روايات اهل بيت عليهم السلام نيز استفاده مى شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 01 Jan 2009 10:25:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>:. ذكر و آداب باطنى آن .:</title>
<link>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-60.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;سؤ ال :&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;استدعا دارد درباره ذكر الله و آثار آن و اذكارى كه براى سالك در روايات به آن اذكار اشاره شده است بهمراه آداب و شرائط مربوط به آن را بيان نمائيد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc6600&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff00ff&gt;جواب از امام خمینی :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;MARGIN-LEFT: 10px; MARGIN-RIGHT: 10px&quot; align=justify&gt;آنچه همه را مطمئن مى كند و آتش فروزان نفس سركش و زيادت طلب را خاموش مى نمايد وصُول به او است ؛ و ذكر حقيقى او - جَلَّ وَ عَلا - چون جلوه او است استغراق در آن آرامش بخش است . &lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;الا بذكر اللّه تطمئن القلوب &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; گوئى فرمايد: توجّه توجه : به ذكر او فرو رُو، تا قلبت كه سرگشته و حيرت زده از اين سُو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه پرواز مى كند طماءنينه حاصل كند.&lt;BR&gt;اى عزيز، اين كه قلوب بيچاره ما از حلاوت ذكر حق تعالى محروم است و لذّت مناجات آن ذات مقدس در ذائقه روح ما وارد نشده و از وصول به قرب درگاه ، محتجب . و از تجليات جمال و جلال محروميم ، براى آن است كه قلوب ما معلّلِ و مريض است و توجّه به دنيا و اخلاد به ارض و احتجاب به حجب مظلمه طبيعت ما را از معرفت كبرياى حق و انوار جمال و جلال محجوب نموده . تا نظر ما به موجودات نظر ابليسى استقلالى است ، از شراب وصل نخواهيم چشيد و به لذت مناجات نايل نخواهيم شد تا در عالم وجود عزّت و كبريا و عظمت و جلال براى كسى مى بينيم و در حجاب بتهاى تعيّنات خلقيه هستيم ، سلطان كبرياى حقّ جلّ جلاله در قلب ما تجلّى نكند.&lt;BR&gt;اى عزيز! قلب را به آداب عبوديّت مانوس كن و به ذائقه روح حلاوت ذكر خدا را بچشان . و اين لطيفه الهيه در ابتداء امر به شدت تذكّر و انس با ذكر حق حاصل شود، ولى در ذكر، قلب مرده نباشد و غفلت بر آن مستولى نشود. و چون با تذكّر، قلب را ماءنوس نمودى ، كم كم عنايات ازليّه شامل حالت گردد و فتح ابواب ملكوت بر قلبت گردد.&lt;BR&gt;پس از آن كه دل را براى ذكر خدا و قرآن شريف مهيّا نمود، آيات توحيد و اذكار شريفه توحيد و تنزيه را با حضور قلب و حال طهارت ، تلقين قلب كند... اگر آيات شريفه آخر سوره حشر را از قول خداى تعالى (يا ايها الذين آمنوا اتقوالله ) كه آيه 18 است تا آخر سوره ، كه مشتمل بر تذكر و محاسبه نفس و محتوى بر مراتب توحيد و اسماء و صفات است ، در يك وقت فراغت از نفس از واردات دنيايى ، مثل آخر شب يا بين الطلّوعين با حضور قلب بخواند و در آنها تفكر كند، اميد است - ان شاءالله - نتايج حسنه ببرد. و همين طور در اذكار شريفه با حضور قلب ذكر شريف : &lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;لااله الاالله &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; - كه افضل و اجمع اذكار است . اين عمل را بكند؛ اميد هست خداوند از او دستگيرى كند. و البته در هر حال ، از نقص و عجز خود و از رحمت و قدرت حق ، غافل نباشد، و دست حاجت پيش ذات مقدّس او دراز كند و از آن ذات مقدّس دستگيرى ، طلب كند، اميد است كه اگر مدتى اشتغال به اين عمل پيدا كند، نفس به توحيد عادت كند، و نور توحيد در قلب جلوه كند و البته از شرايط عامه ذكر، نبايد غفلت شود و ما بيشتر شرايط قرائت قرآن - كه شرايط ذكر نيز هست - در كتاب &lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;آداب الصلوة &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; مذكور داشتيم . &lt;BR&gt;بالجملة براى زنده نمودن دل ، ذكر خدا و خصوص اسم مبارك &lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;ى ا حَىُّ يا قَيُّوم &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; با حضور قلب مناسب است ... و از بعض اهل ذكر و معرفت منقول است كه در هر شب و روزى ، يك مرتبه در سجده رفتن و بسيار گفتن : (لااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين ) براى ترقيات روحى خوب است . و از بعضى سالكان راه آخرت نقل فرموده كه چون از حضرت استاد خود فايده اين عمل را شنيد، در هر شب و روزى ، يك مرتبه سجده مى رفت و هزار مرتبه ، اين ذكر شريف را مى گفت . و از بعض ديگر نقل نموده كه سه هزار مرتبه مى گفت و از حضرت زين العابدين و سيّدالسّاجدين علىّ بن الحسين - سلام اللّه عليهما - منقول است كه سنگ خشن زبرى را ملاحظه فرمود، سر مبارك را بر آن نهاد و سجده نمود و گريه كرد و هزار مرتبه گفت &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;&lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;لااله الا اللّه حقاً حقاً، لااله الا الله تعبداً ورقاً، لااله الا الله ايماناً و تصديقاً&lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;مثلاً ذكر شريف &lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;لااله الاالله &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt; را - كه بزرگترين اذكار و شريفترين اوراد است&lt;A style=&quot;TEXT-DECORATION: none&quot; href=&quot;file:///C:/Documents%20and%20Settings/C%20O%20M%20P%20U%20T%20E%20R/Local%20Settings/Temp/Rar$EX00.015/4-chelsoal/html/footnt01.htm#link212&quot; target=_self&gt;&lt;SUP&gt;)&lt;/SUP&gt;&lt;/A&gt; در اين وقت فراغت قلب با اقبال تامّ به قلب بخواند به قصد آن كه قلب را تعليم كند و تكرار كند اين ذكر شريف را، و به قلب به طور طماءنينه و تفكّر بخواند، و قلب را با اين ذكر شريف بيدار كند تا آنجا كه قلب را حالت تذكّر و رقّت پيدا شود. پس به واسطه مدد غيبى ، قلب به ذكر شريف غيبى گويا شود و زبان تابع قلب شود. &lt;BR&gt;بايد دانست كه پس از آن كه عقل به طور علم برهانى ، اركان باب توكّل را مثلاً دريافت ، سالك بايد همّت بگمارد كه آن حقايقى را كه عقل ادراك نموده ، به قلب برساند. و آن حاصل نشود، مگر آن كه انتخاب كند شخص ‍ مجاهد از براى خود در هر شب و روزى ، يك ساعتى را كه نفس اشتغالش ‍ به عالم طبيعت و كثرت كم است و قلب فارغ البال است ، پس در آن ساعت فراغت نفس ، مشغول ذكر حق شود با حضور قلب و تفكّر در اذكار و اوراد وارده .&lt;BR&gt;آرى ، با ذكر حقيقى ، حجابهاى بين عبد و حق خرق شود و موانع حضور مرتفع گردد، و قسوت و غفلت قلب برداشته شود، و درهاى ملكوت اعلى به روى سالك باز شود و ابواب لطف و رحمت حق به روى او گشوده گردد، ولى عمده آن است كه قلب در آن ذكر زنده باشد و مرده نباشد، و با مردگان انس نگيرد. و آنچه غيرحق و وجه مقدّس اوست از مردگان است ، و دل با انس با آن به مردگى و مردار خورى نزديك شود:&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;(كل شى ء هالك الا وجه )&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;رسول خدا فرمود: راست ترين شعرى كه عرب گفته شعر لبيد است كه گفته :&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#990099&gt;&lt;FONT size=1&gt;((&lt;/FONT&gt;الا كل شى ء ما خلااللّه باطل &lt;FONT size=1&gt;))&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;دل به ديگر موجودات بستن - هر موجودى باشد - از خدا غافل شدن است .&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Dec 2008 09:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=soal-o-javab&amp;postid=60</comments>
<dc:creator>soal-o-javab</dc:creator>
<guid>http://soal-o-javab.blogfa.com/post-60.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
