تبليغاتX
: : سوال و جواب عرفانی : :

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

سؤ ال : استدعا دارد در مورد دنيا خواهى و آثار سوء آن در روح انسان را بيان فرموده آنگاه علاج اين بيمارى مهلك را نيز بيان فرمائيد؟

 

جواب از امام خمینی :

 

گفته شده است كه : آن آخرى كه انسان مى خواهد ارتحال كند از اين عالم ، شياطينى كه مى خواهند نگذارند كه اين آدم موحد از اين عالم بيرون برود جلو رويش آن چيزهائى را كه دوست دارد مى آورند. مثلاً طلبه كتابش را دوست دارد كتابش را مى آورند و مى گويند از اين عقيده اى كه دارى برگرد والاّ والاّ اين (كتاب ) را آتش مى زنيم ، آنكه علاقه به فرزند دارد و يا آنكه علاقه به چيز ديگر دارد. (همان چيز را مى آورند) خيال نكنيد كه اهل دنيا عبارت از آنهائى هستند كه مثلاً پارك دارند. ممكن است يك نفر خيلى پارك داشته باشد ولى اهل دنيا نباشد (ولى ) يك طلبه يك كتاب داشته باشد (و به آن ) علاقه داشته باشد. ميزان (براى اهل دنيا بودن ) آن علاقه است . ميزان آن علايقى است كه انسان به اين اشياء دارد و اين علايق ممكن است كه آن آخرها كه انسان مى بيند دارد از اين علائقش جدا مى شود دشمن خدا بشود و از اين عالم برود.
علائق را بايد كم بكنيد، علاقه ها بايد كم بشود، طبيعتاً ماها از اينجا مى رويم ، على اىّ حال چه علاقه قلبى به چيزى داشته باشيم يا نداشته باشيم فرقى به حال ما نمى كند. شما فرض كنيد كه علاقه داشته باشيد به اين كتابتان يا نداشته باشيد كتاب مال شما است ، از آن استفاده مى كنيد، علاقه داشته باشيد به اين خانه يا نداشته باشيد، اين خانه مال شماست استفاده هم مى كنيد، علاقه را كم كنيد، علاقه را تا مى توانيد از بين ببريد. آنچه انسان را گرفتار مى كند آن علاقه اى است كه انسان دارد و آن هم مبداءش همان حبّ نفس است . حب مسند، حب رياست دردى است كه انسان را به هلاكت مى رساند. همه اينها دنيا است ، علايق به دنيا است .

ما خودمان را خيلى مهذب و صحيح (مى دانيم ) و براى آن حبّ نفس كه داريم خودمان را يك آدم كامل مى دانيم و همه ديگران را معيوب مى دانيم و به عيبشان ايراد مى گيريم . در آن شعر هست كه شعرش را نمى خواهم بخوانم ، كه يك آقائى به يك كذائى اشكال كرد او گفت من همه اينها كه مى گوئى هستم اما تو آنطور كه مى نمائى هستى ؟!

اينكه در روايات ما هست كه ((حب الدنيا راس كل خطيئه )) اين يك واقعيتى است و اساس حب دنيا هم ، ريشه حب دنيا هم حب نفس است كه آن هم حب دنياست . تمام فسادهائى كه در بشريت پيدا شده است از اولى كه بشريت تحقق پيدا كرده است تاكنون و تا آخر، منشاءش همين حب نفس ‍ است . از حب نفس است كه حب به جاه ، حب به سلطنت ، حب به مقام ، حب به مال و حب به همه انگيزه هاى شهوانى پيدا مى شود و انبيا اساس ‍ كارشان اين بوده است كه اين حب نفس را تا آن مقدار كه ممكن است سركوب كنند و نفس ها را مهار كنند.

خداوندا: دل ما را از كدورتِ شرك و نفاق پاك فرما و آيينه قلب ما را از زنگار حبِّ دنيا كه منشاء اين همه امور است ، صافى فرما، و با ما همراهى فرما، و از ما بيچاره هاى گرفتار هواى نفس و حب جاه و شرف ، دستگيرى كن در اين سفر پر خطر و اين راه پرپيچ و خم و تنگ و تاريك . تويى قادر و تواناى همه چيز.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 |