بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
سؤ ال :يكى از مباحثى كه در راه مبارزه با نفس مطرح مى شد مسئله رياضت دادن به نفس اماره است استدعا دارد در خصوص حد و ميزان رياضت شرعى و اسلامى مطالب لازم را بفرمائيد.
جواب از امام خمینی :
شيخ استاد ما- دام ظلّه - مى فرمودند: ميزان در رياضت باطل و رياضت شرعى صحيح ، قدم نفس و قدم حقّ است .اگر سالك به قدم نفس حركت كرد و رياضت او براى ظهور قواى نفس و قدرت و سلطان آن باشد، رياضت باطل و سلوك آن منجّر به سوء عاقبت مى باشد، و دعوى هاى باطله نوعاً از همين اشخاص بروز مى كند. و اگر سالك به قدم حقّ سلوك كرد و خداجو شد، رياضت او حقّ و شرعى است ، و حقّ تعالى از او دستگيرى مى كند به نصِّ آيه شريفه كه مى فرمايد: ((وَالَّذين جاهدوا فينا لنهديَّنهم سبلنا.))كسى كه مجاهده كند در راه ما هر آينه هدايت مى كنيم او را به راه هاى خود. گمان مكن كه رذايل نفسانى و اخلاقى روحى ممكن الزوال نيست . اين ها خيال خامى است كه نفس امّاره و شيطان إ لقا مى كند و مى خواهد تو را از سلوك راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد. انسان تا در اين دار تغيّر و نشاءه تبدّل است ، ممكن است در تمام اوصاف و اخلاق تغيير پيدا كند، و هر چه ملكات محكم هم باشد تا در اين عالم است ، قابل زوال است . منتها به حسب اختلاف شدّت و ضعف ، زحمت تصفيه تفاوت مى كند. البته اوّلِ پيدايش صفتى در نفس ، با زحمت و رياضت كمى او را مى توان ازاله كرد. مثل نهال نورسى كه ريشه ندوانيده باشد و متمكّن در زمين نشده باشد. ولى بعد از آن كه آن صفت ، متمكن در نفس شد، و از ملكات مستقرّه نفس گرديد، زوالش ممكن است ولى زحمتش زياد مى شود. درختى كه كهن سال شده و ريشه كرده ، زحمت كندنش زياد است . تو هر چه ديرتر در فكر قلع ريشه هاى مفاسد قلب و روح افتى ، ناچار زحمت و رياضتت بيش تر گردد.
پس اى عاقل چيزى را (كه ) با يك ماه يا يك سال زحمت جزئى دنيايى با اختيار خود ممكن است اصلاح كرد، و گرفتارى هاى دنيا و آخرت را به آخر رساند، نگذر بماند و تو را هلاك كند.
و از مفاسد بزرگ حبّ دنيا آن است كه انسان را از رياضات شرعيّه و عبادات و مناسك باز دارد. و جنبه طبيعت را قوّت دهد، و تعصّى نمايد طبيعت از اطاعت روح ، و انقياد آن را نكند و عزم انسانى را سست كند، و اراده را ضعيف نمايد، با اين كه يكى از اسرار بزرگ عبادات و رياضات شرعيّه آن است كه بدن و قواى طبيعيّه و جنبه ملك ، تابع و منقاد روح گردد، و اراده نفس در آن ها كاركن شود كه به مجرّد اراده ، بدن را به هر كار بخواهد، وادار كند، و از هر كار بخواهد، باز دارد. ملك بدن و قواى ظاهره مُلكيّه ، تابع و مقهور و مسخّر ملكوت گردد، به نحوى كه بى مشقّت و تكلّف ، هر كارى را بخواهد، انجام دهد. و يكى از فضايل و اسرار عبادات شاقّه و پرزحمت آن است كه اين مقصد از آن ها بيش تر انجام گيرد، و انسان به واسطه آن ها داراى عزم مى شود، و بر طبيعت غالب مى آيد و بر ملك چيره مى شود، و اگر اراده ، تامّ و تمام شود و عزم ، قوى و محكم گردد، مَثل مُلك بدن و قواى ظاهره و باطنه آن مَثَل ملائكة اللّه شود كه عصيان خدا نكنند. به هر چه آن ها را امر فرمايد، اطاعت كنند، و از هر چه نهى فرمايد، منتهى شوند، بدون آن كه تكلّف و زحمت باشد.
قواى مُلك انسان هم اگر مسخّر روح شد، تكلّف و زحمت از ميان برخيزد و به راحتى مبدّل گردد، و اقاليم سبعه مُلك ، تسليم ملكوت شود و همه قوا عُمّال آن گردند.
و بدان اى عزيز! كه عزم و اراده قويّه در آن عالم ، خيلى لازم است و كار كن است . ميزان يكى از مراتب بهشت كه از بهترين بهشت ها است ، اراده و عزم است كه انسان تا داراى اراده نافذه و عزم قوى نباشد، داراى آن بهشت و مقام عالى نشود.
مثلاً در زمستان سرد، شب از خواب ناز گذاشتن و به عبادات حقّ تعالى قيام كردن ، روح را بر قواى بدن چيره مى كند و اراده را قوى مى كند، و اين در اوّل امر، اگر قدرى مشكل و ناگوار باشد، كم كم پس از اقدام ، زحمت كم مى شود، و اطاعت بدن از نفس زياد مى شود. چنان چه مى بينيم اهل آن بدون تكلّف و زحمت ، قيام مى كنند، و اين كه ما تنبلى مى كنيم و بر ما مشكل و شاقّ است ، براى آنست كه اقدام نمى كنيم ، و اگر چند مرتبه اقدام كنيم ، كم كم زحمت مبدّل به راحت مى شود. بلكه اهل آن ، التذاذ از آن مى برند بيش تر از آن التذاذى كه ما از مشتهيات دنيا مى بريم . پس به اقلام نفس عادى مى شود و ((اَلْخَيْرُ عادَةَ.))
اى عزيز! بدان كه خواهش و تمنّاى نفس منتهى نشود به جايى ، و به آخر نرسد اشتهاى آن . اگر انسان يك قدم دنبال آن بردارد، مجبور شود پس از آن چند قدم بردارد. و اگر با يكى از هواهاى آن همراهى كند ناچار شود با چندين تمنّاى آن همراهى كند. اگر يك در به روى خواهش نفس باز كنى ، لابدّى كه درهاى بسيارى به روى آن باز كنى . يك وقت به واسطه يك متابعت نفس به چندين مفاسد، و از آن به هزاران مهالك مبتلا شوى . تا آن كه خداى نخواسته در دم آخر جميع راه حقّ را بر تو منسدّ كند. چنان چه خداى تعالى در نصّ كتاب كريم از آن خبر داده است .
پس بر سالك راه آخرت و تائب از معاصى لازم است كه الم رياضت و عبادت را به ذائقه روح بچشاند، و اگر شبى در معصيت و عشرت بسر برده ، تدارك آن شب را بكند به قيام به عبادت خدا. و اگر روزى را به لذّات طبيعيّه ، نفس را مشغول كرده ، به صيام و مناسك مناسبه جبران كند، تا نفس بكلّى از آثار و تبعات آن كه حصول تعلّقات و رسوخ محبّت به دنيا است پاك و پاكيزه شود. البتّه توبه در اين صورت كامل تر مى شود و نورانيّت فطريّه نفس عود مى كند. و پيوسته در خلال اشتغال به اين امور تفكّر و تدبّر كند در نتايج معاصى و شدّت باءس حقّ تعالى و دقّت ميزان اعمال و شدّت عذاب عالم برزخ و قيامت ، و بفهمد و به نفس و قلب بفهماند كه تمام اين ها نتايج و صور اين اعمال قبيحه و مخالفت هاى با مالك الملوك است . اميد است كه پس از اين علم و تفكّر، نفس از معاصى متنفّر شود و انزجار تامّ و تمام برايش حاصل شود.