تبليغاتX
: : سوال و جواب عرفانی : :

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

اساساً چه كسى را ميتوان دوستدار واقعى خداوند و اهل بيت عليهم السّلام دانست و فرق محب واقعى و كاذب را چگونه بايد بيابيم ؟ و چگونه اين محبت را در جان خود ميتوان گسترش ‍ داد؟

 

جواب از امام خمینی :

 

بيچاره گمان مى كند به مجرّد دعوى تشيّع و حبّ اهل بيت طهارت و عصمت ، جواز ارتكاب هر محرّمى را خداى نخواسته دارد و قلم تكليف - نعوذباللّه - از او(85) برداشته شده ، بدبخت نمى داند كه شيطان بر او تعميه كرد، و در آخر عمر بيم آن است كه محبّت بى مغز نيز بى فايده از دستش برود، و با كفّ تهى در صف نواصب اهل بيت محشور گردد. آخر دعوى محبّت كسى (اگر) بيّنه نداشته باشد پذيرفته نيست . ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبّت و اخلاص داشته باشم و برخلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم . درخت محبّت ثمره و نتيجه اش عمل بر طبق آنست و اگر اين ثمره را نداشته باشد بايد دانست كه محبّت نبوده ، خيال محبّت بوده .(86)
ما اسيران نفس و شهوت ، خدا را براى خُرما مى خواهيم ، و دوست مطلق را فداى لذّات نفسانيّه مى كنيم . و اين از بزرگترين خطاها است كه اگر دل ما حظّى از معرفت داشت و جلوه [اى ] از محبّت در آن حاصل بود، بايد از خجلت بميريم ، و سرِ شرمسارى را تا قيامت به زير افكنيم .(87)
معرفت خدا، حُب خدا آورد و اين حُبّ چون كامل شد، انسان را از خود منقطع كند. و چون از خود منقطع شد، از همه عالم منقطع شود و چشم طمع به خود و ديگران نبندد و از رجز شيطان و رجس طبيعت پاكيزه شود و نور ازل در باطن قلب او طلوع كند، و از باطن به ظاهر سرايت كند و فعل وقول او نورانى شود و تمام قوا و اعضاء او الهى و نورانى شود.(88)
حبيبا! لَختى از خواب گران برخيز، و راه و رسم عاشقان درگاه را برگير، و دست و رويى از اين عالم ظلمت و كدورت و شيطانيّت شستشو كن ، و پا به كوى دوستان نِه ، بلكه به سوى كوى دوست حركتى كن .

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 |