بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
س ۱ گفته مى شود: دو صفت (علم ) و (قدرت ) كه در مخلوقات وجود دارد، با علم و قدرت الهى مغايرت دارد.) آيا اين سخن درست است ؟
ادامه سوال ۱ پس چرا در دعاى جوشن كبير صفات ثبوتى را به سلبى برگردانده و فرموده است : يا عالما لا يجهل ، يا قويا لايضعف ، يا حيا لايموت
س ۲ آيا همه صفات ثبوتيه حضرت حق ، عين ذات هستند؟
س ۳ معناى اين جمله اميرالمؤ منين عليه السّلام چيست كه مى فرمايد:
(كمال توحيده ، نفى الصفات عنه )(13) كمال اعتقاد به يگانگى او، نفى كردن صفات از اوست .
س ۴ معناى (احد) چيست ؟
س ۵ فرق و واحديت و احديت چيست ؟
س ۶ آيا خداوند متعال واجد همه كمالات مخلوقات است ؟
جواب از علامه طباطبایی :
ج ۱- علم ، قدرت و مشيت و اراده خداوند متعال همانند علم ، قدرت و مشيت و اراده اى استكه ما بدان متصف مى شويم ، و اين همان سنخيت ميان علت ومعلول است و نمى توان گفت كه اين صفات در او نيست ؛ اما صفات سلبيه ، در واقع سلبالسلب هستند و به صفات ثبوتيه بر مى گردند. براى نمونه صفت (عاجز نبودن )به مجموع (عاجز) يعنى (ناتوان ) و (نبودن ) بر مى گردد كه هر دو سلبهستند، و سلب سلب آن به (قدرت ) بازگشت مى كند. و به همين صورت(جاهل نبودن ) به (علم ) باز مى گردد؛ زيرا (نادان ) منفى است ، و (نيست )نيز منفى است ، و اگر منفى در منفى ضرب شود، نتيجه مثبت يعنى (دانا) مى شود: دانانيست * نادان .
ادامه جواب ۱ - اين جملات ، صفات ثبوتى را اثبات مى كنند و معناى آنها اين است كه خداوند عالم است به طورى كه جهل در او راه ندارد، و همچنين قوى است به گونه اى كه ضعف در او نيست ، و نيز حى است به طورى كه موت ندارد؛ زيرا لازمه علم ، عدم جهل ، و لازمه قدرت عدم ضعف و لازمه حيات ، عدم مرگ است ، نه اينكه بگويد: خداوند متعال عين عدم جهل و عدم ضعف و عدم موت است به گونه اى كه هيچ صفتى نداشته و مجموعه عدم ها باشد.
ج ۲ - بعضى از آنها نظير علم ، قدرت و حيات عين ذاتند. و اما صفات فعليه عين ذات نيستند، بلكه هر كدام بيانگر فعلى از افعالند و خارج از حقيقت ذات . مانند رزق ، احياء، اماته ، تكلم . و اكثر اسماء حسناى الهى از اين قبيل و زائد بر ذات هستند. مشيت و اراده نيز از همين قبيل و از صفات فعل است و از مقام فعل انتزاع مى شود.
ج ۳- اين جمله صفت زائد بر ذات را نفى مى كند؛ زيرا صفات ذات ، عين ذاتند.
ج ۴- خداوند متعال (احد) است ، يعنى اجزاء ندارد نه خارجا و نه ذهنا و نه عقلا. چنانكه در روايتى آمده است كه حضرت اميرالمومنين عليه السّلام در جنگ جمل در تفسير معناى (احد) فرمود: (خداوند احد است يعنى يگانه اى است كه قسمت بر نمى دارد نه عقلا، نه خارجا و نه خيالا)
ج ۵- (احديت ) صرافت ذات است از هر حيث ، ولى (واحديت ) اين است كه هر صفت از صفات حق تعالى در عين حال كه با صفات ديگر مفهوما مغاير است ، ولى مصداقا يك واحد است ذات مستجمع جميع كمالات (مانند رازق ، محيى ، مميت ) از حيث مصداق يك واحد است ، ولى در احديت اين را نداريم ، بلكه ذات بذاته ، قطع نظر از هر كمال مورد توجه قرار مى گيرد، و از هر حدى اطلاق دارد، حتى از همين اطلاق ، لذا در شاءن مقام احدى گفته اند: لايتناهى است ، و با تناهى اين كلمه هم نامتناهى است .
ج ۶- هر كمال وجودى كه در مخلوق وجود دارد، خداوند متعال آن را داشته كه داده و اعطاء كرده است . و خداوند، واقعيتى است كه هيچ كمال وجودى را فاقد نيست . و هر چه ايجاد مى كند، اعطاء مى كند. و لازمه اعطاء، واجديت و اتصاف است ، كه به سنخيت بر مى گردد.
پس كمال مخلوق از ناحيه حق است ، پس در حقيقت خداوند اين كمال را داشته كه به مخلوق داده ، بنابراين او متصف به اين كمالات است (اتصاف الموصوف بوصفه ): (مانند اتصاف موصوف به وصفش .)