بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
سؤ ال :استدعا دارد درباره ذكر الله و آثار آن و اذكارى كه براى سالك در روايات به آن اذكار اشاره شده است بهمراه آداب و شرائط مربوط به آن را بيان نمائيد؟
جواب از امام خمینی :
آنچه همه را مطمئن مى كند و آتش فروزان نفس سركش و زيادت طلب را خاموش مى نمايد وصُول به او است ؛ و ذكر حقيقى او - جَلَّ وَ عَلا - چون جلوه او است استغراق در آن آرامش بخش است . ((الا بذكر اللّه تطمئن القلوب )) گوئى فرمايد: توجّه توجه : به ذكر او فرو رُو، تا قلبت كه سرگشته و حيرت زده از اين سُو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه پرواز مى كند طماءنينه حاصل كند.
اى عزيز، اين كه قلوب بيچاره ما از حلاوت ذكر حق تعالى محروم است و لذّت مناجات آن ذات مقدس در ذائقه روح ما وارد نشده و از وصول به قرب درگاه ، محتجب . و از تجليات جمال و جلال محروميم ، براى آن است كه قلوب ما معلّلِ و مريض است و توجّه به دنيا و اخلاد به ارض و احتجاب به حجب مظلمه طبيعت ما را از معرفت كبرياى حق و انوار جمال و جلال محجوب نموده . تا نظر ما به موجودات نظر ابليسى استقلالى است ، از شراب وصل نخواهيم چشيد و به لذت مناجات نايل نخواهيم شد تا در عالم وجود عزّت و كبريا و عظمت و جلال براى كسى مى بينيم و در حجاب بتهاى تعيّنات خلقيه هستيم ، سلطان كبرياى حقّ جلّ جلاله در قلب ما تجلّى نكند.
اى عزيز! قلب را به آداب عبوديّت مانوس كن و به ذائقه روح حلاوت ذكر خدا را بچشان . و اين لطيفه الهيه در ابتداء امر به شدت تذكّر و انس با ذكر حق حاصل شود، ولى در ذكر، قلب مرده نباشد و غفلت بر آن مستولى نشود. و چون با تذكّر، قلب را ماءنوس نمودى ، كم كم عنايات ازليّه شامل حالت گردد و فتح ابواب ملكوت بر قلبت گردد.
پس از آن كه دل را براى ذكر خدا و قرآن شريف مهيّا نمود، آيات توحيد و اذكار شريفه توحيد و تنزيه را با حضور قلب و حال طهارت ، تلقين قلب كند... اگر آيات شريفه آخر سوره حشر را از قول خداى تعالى (يا ايها الذين آمنوا اتقوالله ) كه آيه 18 است تا آخر سوره ، كه مشتمل بر تذكر و محاسبه نفس و محتوى بر مراتب توحيد و اسماء و صفات است ، در يك وقت فراغت از نفس از واردات دنيايى ، مثل آخر شب يا بين الطلّوعين با حضور قلب بخواند و در آنها تفكر كند، اميد است - ان شاءالله - نتايج حسنه ببرد. و همين طور در اذكار شريفه با حضور قلب ذكر شريف : ((لااله الاالله )) - كه افضل و اجمع اذكار است . اين عمل را بكند؛ اميد هست خداوند از او دستگيرى كند. و البته در هر حال ، از نقص و عجز خود و از رحمت و قدرت حق ، غافل نباشد، و دست حاجت پيش ذات مقدّس او دراز كند و از آن ذات مقدّس دستگيرى ، طلب كند، اميد است كه اگر مدتى اشتغال به اين عمل پيدا كند، نفس به توحيد عادت كند، و نور توحيد در قلب جلوه كند و البته از شرايط عامه ذكر، نبايد غفلت شود و ما بيشتر شرايط قرائت قرآن - كه شرايط ذكر نيز هست - در كتاب ((آداب الصلوة )) مذكور داشتيم .
بالجملة براى زنده نمودن دل ، ذكر خدا و خصوص اسم مبارك ((ى ا حَىُّ يا قَيُّوم )) با حضور قلب مناسب است ... و از بعض اهل ذكر و معرفت منقول است كه در هر شب و روزى ، يك مرتبه در سجده رفتن و بسيار گفتن : (لااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين ) براى ترقيات روحى خوب است . و از بعضى سالكان راه آخرت نقل فرموده كه چون از حضرت استاد خود فايده اين عمل را شنيد، در هر شب و روزى ، يك مرتبه سجده مى رفت و هزار مرتبه ، اين ذكر شريف را مى گفت . و از بعض ديگر نقل نموده كه سه هزار مرتبه مى گفت و از حضرت زين العابدين و سيّدالسّاجدين علىّ بن الحسين - سلام اللّه عليهما - منقول است كه سنگ خشن زبرى را ملاحظه فرمود، سر مبارك را بر آن نهاد و سجده نمود و گريه كرد و هزار مرتبه گفت
((لااله الا اللّه حقاً حقاً، لااله الا الله تعبداً ورقاً، لااله الا الله ايماناً و تصديقاً))
مثلاً ذكر شريف ((لااله الاالله )) را - كه بزرگترين اذكار و شريفترين اوراد است) در اين وقت فراغت قلب با اقبال تامّ به قلب بخواند به قصد آن كه قلب را تعليم كند و تكرار كند اين ذكر شريف را، و به قلب به طور طماءنينه و تفكّر بخواند، و قلب را با اين ذكر شريف بيدار كند تا آنجا كه قلب را حالت تذكّر و رقّت پيدا شود. پس به واسطه مدد غيبى ، قلب به ذكر شريف غيبى گويا شود و زبان تابع قلب شود.
بايد دانست كه پس از آن كه عقل به طور علم برهانى ، اركان باب توكّل را مثلاً دريافت ، سالك بايد همّت بگمارد كه آن حقايقى را كه عقل ادراك نموده ، به قلب برساند. و آن حاصل نشود، مگر آن كه انتخاب كند شخص مجاهد از براى خود در هر شب و روزى ، يك ساعتى را كه نفس اشتغالش به عالم طبيعت و كثرت كم است و قلب فارغ البال است ، پس در آن ساعت فراغت نفس ، مشغول ذكر حق شود با حضور قلب و تفكّر در اذكار و اوراد وارده .
آرى ، با ذكر حقيقى ، حجابهاى بين عبد و حق خرق شود و موانع حضور مرتفع گردد، و قسوت و غفلت قلب برداشته شود، و درهاى ملكوت اعلى به روى سالك باز شود و ابواب لطف و رحمت حق به روى او گشوده گردد، ولى عمده آن است كه قلب در آن ذكر زنده باشد و مرده نباشد، و با مردگان انس نگيرد. و آنچه غيرحق و وجه مقدّس اوست از مردگان است ، و دل با انس با آن به مردگى و مردار خورى نزديك شود:
(كل شى ء هالك الا وجه )
رسول خدا فرمود: راست ترين شعرى كه عرب گفته شعر لبيد است كه گفته :
((الا كل شى ء ما خلااللّه باطل ))
دل به ديگر موجودات بستن - هر موجودى باشد - از خدا غافل شدن است .